اثر پوستی یکی از اساسی ترین پدیده های فیزیکی در انتقال سیگنال PCB فرکانس بالا است. این به طور کامل الگوی توزیع جریان را در مسیریابی فویل مسی تغییر میدهد و مستقیماً بر تلفات مدار، پایداری امپدانس و یکپارچگی سیگنال تأثیر میگذارد. این یک عامل کلیدی است که باید در طراحی PCB با فرکانس بالا به دقت کنترل شود.

مکانیسم فیزیکی اصلی اثر پوستی
تعریف اصلی: هنگامی که جریان متناوب در یک هادی منتشر می شود، تحت تأثیر القای الکترومغناطیسی قرار می گیرد و جریان روی سطح هادی متمرکز می شود و تقریباً هیچ جریانی از ناحیه مرکزی هادی عبور نمی کند.
همبستگی قوی بین فرکانس و عمق پوست: هر چه فرکانس بالاتر باشد، "لایه پوست" که در آن جریان تجمع می یابد نازک تر می شود. با در نظر گرفتن هادی های مسی به عنوان مثال، عمق پوست سیگنال 100 مگاهرتز حدود 6.6 میکرومتر است، در حالی که ضخامت کلی یک فویل مسی PCB 1oz معمولی به 35 میکرومتر می رسد. جریان فرکانس بالا فقط در ناحیه بسیار نازک سطح فویل مسی منتقل می شود و اکثریت وسیعی از ناحیه داخلی فویل مسی بیکار است.
مرجع عمق پوست مسی در فرکانس های مختلف: 0.1175 اینچ در 10 هرتز، 0.027 اینچ در 10 کیلوهرتز، 0.0027 اینچ در 10 مگاهرتز، و تنها 0.00027 اینچ در 10 گیگاهرتز.
تاثیر خاص بر عملکرد مدارهای PCB فرکانس بالا
افزایش قابل توجه تلفات AC هادی: سطح مقطع مقطع رسانای موثر جریان به شدت کاهش می یابد، مقاومت AC سیم کشی به طور قابل توجهی افزایش می یابد، و انرژی بیشتری در طول انتقال سیگنال به انرژی حرارتی تبدیل می شود، که منجر به تضعیف مداوم دامنه سیگنال فرکانس بالا و دریافت آسان خطاها پس از پایان سیم کشی{2} می شود.
براندازی منطق طراحی عرض خط فرکانس پایین-: دو برابر کردن عرض خط، دو برابر کردن سطح مقطع سیم کشی-و نصف کردن مقاومت DC در سناریوهای فرکانس پایین-. با این حال، تحت تأثیر اثر پوستی، تفاوت در ناحیه رسانای مؤثر بین آثار گسترده و باریک به طور قابل توجهی کاهش می یابد و کاهش مقاومت ناچیز است. ردیابی های کورکورانه نمی توانند ظرفیت حمل جریان را به صورت خطی بهبود بخشند و همچنین فضای طرح را هدر می دهند.
ایجاد نوسانات امپدانس و تشعشعات اضافی: هنگامی که یک تغییر ناگهانی در عرض سیم و گوشههای ناپیوسته ایجاد میشود، توزیع جریان پوست مختل میشود که منجر به تلفات اضافی جریان گردابی میشود، در حالی که تداوم امپدانس خط انتقال را از بین میبرد، باعث انعکاس سیگنال و افزایش عملکرد غیرضروری تشعشعات الکترومغناطیسی میشود.
اختلال در اثر لغو سیگنال دیفرانسیل: اثر پوستی تابش الکترومغناطیسی یک سیم را افزایش می دهد. اگر دو سیم جفت دیفرانسیل دارای عرض خط متفاوتی باشند، از دست دادن و فاز دو سیگنال انحرافات قابل توجهی را نشان می دهد و اثر لغو تشعشعات الکترومغناطیسی که در ابتدا با طراحی متقارن به دست آمده بود، بسیار کاهش می یابد.
جهت بهینه سازی هدفمند در طراحی PCB فرکانس بالا
استفاده از ورقهای مسی ضخیم را در اولویت قرار دهید: در سناریوهای با فرکانس بالا و جریان بالا، استفاده از ورقهای مس ضخیم 2 اونس و 3 اونس با عرض خط استاندارد عملکرد الکتریکی بهتری نسبت به مس نازک 1 اونس با سیمکشی فوقالعاده عریض دارد. این می تواند به طور قابل توجهی ناحیه رسانای موثر لایه پوست را افزایش دهد و مقاومت AC را کاهش دهد و در عین حال فضای چیدمان را کاهش دهد.
دقت هندسی سیمکشی را کاملاً کنترل کنید: مشخصات حکاکی با دقت بالا ایجاد کنید، خطای کل عرض خط را در +/--0.0007 اینچ کنترل کنید، از زاویه 45 درجه یا انتقال قوس برای گوشههای سیمکشی استفاده کنید، از تغییرات ناگهانی در عرض خط به دلیل باریک شدن شدید اجتناب کنید، و از عرض پیوسته و صاف کل بخش سیمکشی اطمینان حاصل کنید.
وضعیت سطح سیمکشی را بهینه کنید: برای جلوگیری از طولانیکردن ساختار دندانهای زبر مسی سنتی، مسیر انتقال الکترونهای فرکانس بالا و کاهش اتلاف انرژی ناشی از اصطکاک خرد را کاهش دهید.
سیم کشی دیفرانسیل کاملاً متقارن است: اطمینان از اینکه عرض خط، طول و محیط مسی اطراف جفت دیفرانسیل دو سیم کاملاً سازگار است، تحمل عرض خط در محدوده بسیار کوچکی کنترل می شود، تلفات و همگام سازی فاز دو سیگنال حفظ می شود و از اثر لغو دیفرانسیل اطمینان حاصل می شود.

